جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۵۲۵ از ۱٬۹۵۷
- غزل شمارهٔ ۵۸۳ جلال الدین محمد مولوییکی لوحیست دل لایح در آن دریای خون سایحشود غازی ز بعد آنک صد باره شهید آید
- غزل شمارهٔ ۵۸۶ جلال الدین محمد مولویمراد دل کجا جوید بقای جان کجا خواهددو چشم عشق پرآبش که در خون جگر باشد
- غزل شمارهٔ ۵۸۷ جلال الدین محمد مولویصلا جانهای مشتاقان که نک دلدار خوب آمدچو زرکوبست آن دلبر رخ من سیم کوب آمد
- غزل شمارهٔ ۵۹۰ جلال الدین محمد مولویچو کور افتاد چشم دل چو گوش از ثقل شد پر گلبه غیر خانه وسواس جای کور و کر چهبود
- غزل شمارهٔ ۵۹۲ جلال الدین محمد مولویمترسان دل مترسان دل ز سختیهای این منزلکه آب چشمه حیوان بتا هرگز نمیراند
- غزل شمارهٔ ۵۹۳ جلال الدین محمد مولویبرون شو ای غم از سینه، که لطف یار میآیدتو هم ای دل ز من گم شو، که آن دلدار میآید
- غزل شمارهٔ ۵۹۴ جلال الدین محمد مولویرفت این دل سودایی گم شد دل و هم سوداکاو برتر از این سودا سودای دگر دارد
- غزل شمارهٔ ۵۹۶ جلال الدین محمد مولویتن پرده بدوزیده جان برده بسوزیدهبا این دو مخالف دل بر عشق بنبساید
- غزل شمارهٔ ۵۹۹ جلال الدین محمد مولویبر زلفِ شب آن غازی چون دلو رسنبازیآموخت که یوسف را در قعر چهی یابد
- غزل شمارهٔ ۶۰۰ جلال الدین محمد مولویشادی و فرح بخشد دل را که دژم باشدتیزی نظر بخشد گر چشم سبل دارد
- غزل شمارهٔ ۶۰۱ جلال الدین محمد مولویگر ماندهای در گل روی آر به صاحب دلکو ملک ابد بخشد کو تاج قدم دارد
- غزل شمارهٔ ۶۰۴ جلال الدین محمد مولویبس مست شدست این دل وز دست شدست این دلگر خرد شدست این دل زان زلف شکن دارد
