جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۴۲۹ نتیجه برای «روی» · صفحهٔ ۵۲۶ از ۱٬۰۳۶
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۰ جلال الدین محمد مولویز ره گشته ز باد آن روی آبیکه بود اندر زمستان همچو آهن
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۱ جلال الدین محمد مولویباید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی؛گر سوی مستان میروی مستانه شو؛ مستانه شو.
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۴ جلال الدین محمد مولویشد روم مست روی او شد زنگ مست موی اوخواهی به سوی روم رو خواهی به سوی زنگ شو
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۰ جلال الدین محمد مولویدر طبع همچون گولخن ناگه خلیفه رو نموداز روی میر مؤمنان شد فخر صد بغداد از او
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۲ جلال الدین محمد مولویچون بجهد خنده ز من خنده نهان دارم از اوروی ترش سازم از او بانگ و فغان آرم از او
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۶ جلال الدین محمد مولویدل دیده آب روی خود در خاک کوی عشق اوچون آن عنایت دید دل اندر عنا پا کوفته
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۰ جلال الدین محمد مولویاز رنجها مطلق روی اندر امان حق رویدر بحر چون زورق روی رفتی دلا رو بیگله
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۵ جلال الدین محمد مولویحج پیاده میروی تا سر حاجیان شویجامه چرا دری اگر شد کف پات آبله
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۱ جلال الدین محمد مولویبیخویش گذر کند ز دیواربر روی هوا شود روانه
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۹ جلال الدین محمد مولویشه باز را گوید که من زان بستهام دو چشم توتا بگسلی از جنس خود جز روی ما را ننگری
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۹ جلال الدین محمد مولویروزی ز عکس روی او، بُردم سبو تا جوی اودیدم ز عکسِ نور او، در آبِ جو، استارهای
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۲ جلال الدین محمد مولویغلامان دارد او رومی غلامان دارد او زنگیبه نوبت روی بنماید به هندو و به ترکاری
