جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۹۵۴ نتیجه برای «آتش» · صفحهٔ ۵۳۸ از ۵۸۰
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۱ جلال الدین محمد مولویچو دلت چو سنگ باشد پر از آتشم چو آهنتو چو لطف شیشه گیری قدح و شراب گویم
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۶ جلال الدین محمد مولویبر آن شدهست دلم کآتشی بگیرانمکه هر کی او نمرد پیش تو بمیرانم
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۸ جلال الدین محمد مولویچون یوسف پیغامبری، آیی که خواهم مشتریتا آتشی اندر زنی در مصر و در بازار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۸ جلال الدین محمد مولویخفتهست و برجستهست دل در جوش پیوستهست دلچون دیگ سربستهست دل در آتشش کرده وطن
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۹ جلال الدین محمد مولویای خسرو و سلطان من سلطان سلطانان منای آتشی انداخته در جان زیرکسار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۴ جلال الدین محمد مولویبا ستم و جفا خوشم گرچه درون آتشمچونک تو سایه افکنی بر سرم ای همای من
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۳ جلال الدین محمد مولویای شنیده وقت و بیوقت از وجودم نالههاای فکنده آتشی در جملهٔ اجزای من
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۴ جلال الدین محمد مولویجانم چو کورهای است پرآتش بَسَت نکرد؟روی من از فراق چو زر میکنی مکن
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۲ جلال الدین محمد مولویاز آنک آتشیاند وز عنصر دوزخعدو لطف جنان و حجاب نور جنان
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۰ جلال الدین محمد مولویندیدم در جهان کس را که تا سر پر نبودهست اوهمه جوشان و پرآتش کمین اندر بهانه جو
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۹ جلال الدین محمد مولوینه گذشتهست در جهان نه شب و نی سحرگهانکه دمم آتشین نشد ز دم پاسبان تو
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۱ جلال الدین محمد مولویدر اصل زمهریر گر افتد ز آتشتتا روز حشر بینی سرما بسوخته
