جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۴۲۹ نتیجه برای «روی» · صفحهٔ ۵۵۲ از ۱٬۰۳۶
- بخش ۱۱۰ - حکایت صوفی و اعرابی که غلام وی به حسن حدی شتران وی را هلاک کرده بود جامیبر زمین روی تواضع مالیدپیش مهمان به تضرع نالید
- بخش ۱۲۴ - رفتن اسکندر در ظلمات و رسیدن بر زمینی پر سنگریزه و گفتن مر سپاه را که این جواهر گرانسنگ است و قبول کردن بعضی و برداشتن ایشان و انکار کردن بعضی و بگذاشتن آن جامیهر کجا می شد از یسار و یمینبود پر سنگریزه روی زمین
- بخش ۸۲ - عقد بیست و پنجم در فتوت که بار خود از گردن خلق نهادن است و زیر بار خلق ایستادن جامیگر براهیمی و گر زردشتیروی در هم مکش از هم پشتی
- بخش ۱۱ - حکایت بیوه زنی از نسا و باورد که سخنی درشت پرداخت و سلطان محمود را گرم ساخت و به سخنی دیگر نرم گردانید و به سر حد دادخواهی رسانید جامیروی در دار ملک غزنین کردشیوه دادخواهی آیین کرد
- بخش ۱۰۳ - عقد سی و دوم در طلاقت وجه و مزاح که چین انقباض در جبین نینداختن است و به زبان انبساط سخنان شیرین پرداختن جامیابرویت راست به هر مو گرهیهر گره بر رگ جان عقده نهی
- بخش ۱۲۷ - عقد چهلم در التماس از مطالعه کنندگان که به نظر شفقت و نیکویی نگرند و از طریقه بدخویی و بدگویی در گذرند جامیای ز گلزار سخن یافته بویوز تماشای چمن تافته روی
- بخش ۳۵ - حکایت محتسب بغداد که منکر پیش او معروف بود و معروف در نظر او منکر می نمود جامیهیچ معروف سرنوشت تو نیستهیچ منکر چو روی زشت تو نیست
- بخش ۵۰ - مقاله پانزدهم در تنبیه آنان که صبح شیب از شب شباب ایشان دمیده است و در آن صبحگاهی نسیم آگاهی به مشام ایشان نرسیده جامیپیش که با خاک روی خاک شوپیش که ناپاک روی پاک شو
- بخش ۵ - مناجات دوم متضمن اشارت به آنکه حقیقت حق وجود صرف است و هستی مطلق جل ذکره و عم بره جامیدر تتق ذات تو هر سر که بودروی در آیینه علمت نمود
- بخش ۱۱۳ - در مذمت آنان که شرع را بهانه آزار مسلمانان سازند و کارهای باطل را در صورت حق بپردازند جامیروی در خلق و پشت بر مولادین فروشی کند پی دنیا
- بخش ۵ - تخصیص مناجات به ناظم بی دستیاری مشارک و مساهم جامیتویی کاسباب کارم ساز کردیدر نعمت به رویم بازی کردی
- بخش ۵۶ - مقاله هژدهم در اشارت به عشق که شور آن نمک خوان جگرخواران است و جراحت آن راحت جان دلفگاران جامیگه به غزالی دل شیدا دهیروی چو دیوانه به صحرا نهی
