جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۵۶۴ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۲ جلال الدین محمد مولویروح همیگفت که من گنج گهر دارم از اوگنج همیگفت که من در بن دیوارم از او
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۵ جلال الدین محمد مولویهر کسی را نایب حق تا نگویی زینهاردر بساط قاضی آ آنگه ببین نواب کو
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۵ جلال الدین محمد مولوینه فلک چو آسیا ملک کیست غیر حقباغ و چراگه زمین پر ز شبان و از گله
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۱ جلال الدین محمد مولویبر درگه او است دل چو مسماربردوخته خویش بر ستانه
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۱ جلال الدین محمد مولویاین صدفهای دل ما با چنین درد فراقبا گهرهای صفای باوفا آمیخته
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۲ جلال الدین محمد مولویاندیشه و فرهنگها دارد ز عشقت رنگهاشب تا سحرگه چنگها ماه تو را حنانهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۹ جلال الدین محمد مولویاندر خم طُغرای کَن، نو گشت این چرخ کهنعیسی درآمد در سخن، بربسته در گهوارهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۰ جلال الدین محمد مولویجانها بجستندت بسی بویی نبرد از تو کسیآیس شدند و خسته دل خود ناگهان آمیختی
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۹ جلال الدین محمد مولویگهی سودای فاسد بین زمانی فاسد سوداگهی گم شو از این هر دو اگر همخرقه مایی
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۲ جلال الدین محمد مولویچه گفت آن زاغ بیهوده که سرگینش خورانیدینگهدار ای خدا ما را از آن گفتار و بدرایی
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۱ جلال الدین محمد مولویوگر خضری دراشکستی به ناگه کشتی تن رادر این دریا همه جانها چو ماهی آشنایستی
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۵ جلال الدین محمد مولویور آن ماه دو صد گردون به ناگه خرمنی کردیطرب چون خوشهها کردی و چون خرمن بخندیدی
