جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۵۷ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۴ جلال الدین محمد مولویمه روزه اندرآمد هله ای بت چو شکرگه بوسه است تنها نه کنار و چیز دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۴ جلال الدین محمد مولویخامش و تهمت منه خواجه ترش نیست لیکگه گه قاصد کند مردم دانا ترش
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۸ جلال الدین محمد مولویگه آب مینماید و گه آتشی کز اودل داغ داغ بود و رهانیده شد ز داغ
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۷ جلال الدین محمد مولویگَه همچو باز آشنا بر دست تو پر میزنمگَه چون کبوتر پرزنان آهنگ بامت میکنم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۵ جلال الدین محمد مولویخشمِ شهانْ گهِ عطا خنجر و گرز می زندمن به سخاش می کشم من به عطاش می زنم
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۹ جلال الدین محمد مولوینه بالایم نه پست اما ولیک این حرف پست آمدکه گه زین موج بر اوجم گهی زان اوج در پستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۲ جلال الدین محمد مولویمنم محکوم امر مر گه اشتربان و گه اشترگهی لت خواره چون طبلم گهی شقه علم باشم
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۷ جلال الدین محمد مولویگه از آن کف گوهر هستی و سرمستی بریمگه از آن دف نعره و فریاد زیر و بم خوریم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۸ جلال الدین محمد مولویگَهاز آن سوی کشندم، گَه از این سوی کشندم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۶ جلال الدین محمد مولویتا به کی نامه بخوانیم گه جام رسیدنامه را یک نفسی در سر دستار زنیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۵ جلال الدین محمد مولویگه خوش و گاه ناخوش چون خلیل اندر آتشهم شه و هم گداوش چون براهیم ادهم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۴ جلال الدین محمد مولویهین طبل شکر زن که می طبل یافتیگه زیر می زن ای دل و گه بم و بم و بم
