جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۵۷۷ از ۶۴۷
- غزل شمارهٔ ۷۲۸ جلال الدین محمد مولویشمس تبریزی برآمد بر افق چون آفتابشمعهای اختران را بیمحابا میکشد
- غزل شمارهٔ ۷۴۵ جلال الدین محمد مولویآمدم تا رو نهم بر خاک پای یار خودآمدم تا عذر خواهم ساعتی از کار خود
- غزل شمارهٔ ۷۹۰ جلال الدین محمد مولوینه به تحریمه درآمد نه به تحلیله رودنه به تکبیره ببست و نه سلامش بگشود
- غزل شمارهٔ ۸۶۵ جلال الدین محمد مولویبا جام آتشین چو تو از در درآمدیوسواس و غم چو دود سوی بام میرود
- غزل شمارهٔ ۸۷۰ جلال الدین محمد مولویچندین هزار جعفر طرار شب گریختکآمد خبر که جعفر طیار میرسد
- غزل شمارهٔ ۹۳۷ جلال الدین محمد مولویدرآمد آتش عشق و بسوخت هر چه جز اوستچو جمله سوخته شد شاد شین و خوش میخند
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۷ جلال الدین محمد مولویبیشمار حرفها این نطق در دل بین که چیستساده رنگی نیست شکلی آمده از اصل کار
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۴ جلال الدین محمد مولویمه روزه اندرآمد هله ای بت چو شکرگه بوسه است تنها نه کنار و چیز دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۱ جلال الدین محمد مولویآمدهای در قمار کیسه پرزر بیارور نه برو از کنار غصه و زحمت ببر
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۶ جلال الدین محمد مولویتو زاده عدمی آمده ز قحطِ درازتو را چه مرغ مسمن غذا چه کژدم و مار
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۱ جلال الدین محمد مولویز بامداد چو افیون فضل او خوردیمبرون شدیم ز عقل و برآمدیم ز کار
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۴ جلال الدین محمد مولویچو آفتاب برآمد چه خفتهاند این خلقنه روح عاشق روزست و چشم عاشق نور
