جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۵۹۸ از ۷۰۴
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۴ جلال الدین محمد مولویکو شیوه ابروی تو کو غمزه چشمتای چشم بد مرگ بدان هر دو رسیده
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۸ جلال الدین محمد مولویکی رغم چشم بد را آری تو جعد خود راکاین را به تو سپردم ای دل به ما سپرده
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۰ جلال الدین محمد مولویخورشید را نگر که شهنشاه اختر استاز بهر عذر گازر غمخوار آمده
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۳ جلال الدین محمد مولویاز بلغم و صفرای ما وز خون و از سودای مازین چار خرقه روح را ای شاه چادر ساختی
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۵ جلال الدین محمد مولویتن خود کی باشد تا بود فرش سواران غمشسر کیست تا او سر نهد پیش چنان شه سروری
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۷ جلال الدین محمد مولویمانند خورشید از غمش میرو در آتش تا به شبچون شب شود میگَرد خوش بر بام او همچون مهی
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۸ جلال الدین محمد مولویشاهنشه یغماییی کز دولت یغمای تویاغی به شادی منتظر تا کی کنی تو غارتی
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۲ جلال الدین محمد مولویبا غمت آموختهام چشم ز خود دوختهامدر جز تو چون نگرد آنک تو در وی نگری
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۶ جلال الدین محمد مولویای زده مطرب غمت در دل ما ترانهایدر سر و در دماغ جان جسته ز تو فسانهای
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۱ جلال الدین محمد مولویبیا ای شاه یغمایی مرو هر جا که ما راییاگر بر دیگران تلخی به نزد ما چو حلوایی
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۳ جلال الدین محمد مولویز غمزه تیراندازش کرشمه ساحری سازشهلا هاروت و ماروتم بیاموزید جادویی
- غزل شمارهٔ ۲۶۸۵ جلال الدین محمد مولوینه عیدی که دو بار آید به سالیبه رغم عید هر روزی تو عیدی
