جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۶۲۵ از ۷۳۸
- شمارهٔ ۴۱ - حکایت سعدی شیرازیحکیم از بختِ بیسامان برآشفتبرون از بارگه میرفت و میگفت
- بخش ۳۳ - گفتار اندر رای و تدبیر ملک و لشکرکشی سعدی شیرازیسپه را نگهبانی شهریاربه از جنگ در حلقهٔ کارزار
- بخش ۱۶ - حکایت برادران ظالم و عادل و عاقبت ایشان سعدی شیرازییکی بر سر شاخ، بن میبریدخداوند بستان نگه کرد و دید
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۳ جلال الدین محمد مولویبه گهی کز سر عشرت لطف آغاز کندشکرابت دهد او از شکر آن گفتار
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۵ جلال الدین محمد مولویمرا چو مست کنی آنگهی تماشا کنکه شیرگیر چگونست در میان شکار
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۶ جلال الدین محمد مولویایاک نستعین که ز پری میوههااشکسته میشوم نگهم دار ای معین
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۵ جلال الدین محمد مولویگفتا مرا شاه جهان درداد یک ساغر نهانخود را بدیدم ناگهان در شهر جان سیارهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۸ جلال الدین محمد مولویگهی از روی خود داده خرد را عشق و بیصبریگهی از چشم خود کرده سقیمان را مسیحایی
- بخش ۸۹ - باز گفتن بازرگان با طوطی آنچ دید از طوطیان هندوستان جلال الدین محمد مولوینکتهای کان جست ناگه از زبانهمچو تیری دان که آن جست از کمان
- بخش ۲۱۲ - ملاقات آن عاشق با صدر جهان جلال الدین محمد مولویگفته با خود در سحرگه کای احدحال آن آوارهٔ ما چون بود
- بخش ۱۳۷ - باز جواب گفتن آن کافر جبری آن سنی را کی باسلامش دعوت میکرد و به ترک اعتقاد جبرش دعوت میکرد و دراز شدن مناظره از طرفین کی مادهٔ اشکال و جواب را نبرد الا عشق حقیقی کی او را پروای آن نماند و ذلک فضل الله یتیه من یشاء جلال الدین محمد مولویلب ببندد سخت او از خیر و شرتا نباید کز دهان افتد گهر
- بخش ۶ - صبر فرمودن خواجه مادر دختر را کی غلام را زجر مکن من او را بیزجر ازین طمع باز آرم کی نه سیخ سوزد نه کباب خام ماند جلال الدین محمد مولویکه گهی میگفت ای خاتون منکه مبادا باشد این دستان و فن
