جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۱۷۹ نتیجه برای «جز» · صفحهٔ ۶۳۷ از ۶۸۲
- بخش ۶۲ - بیان آنک عارف را غذاییست از نور حق کی ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع یصل طعامالله جلال الدین محمد مولویخود دو پیغمبر به هم کی ضد شدندمعجزات از همدگر کی بستدند
- بخش ۹۲ - حمله بردن این جهانیان بر آن جهانیان و تاختن بردن تا سینور ذر و نسل کی سر حد غیب است و غفلت ایشان از کمین کی چون غازی به غزا نرود کافر تاختن آورد جلال الدین محمد مولویورنه خود تیری شود آن تیرگیدر رسد در تو جزای خیرگی
- بخش ۷۸ - جزع ناکردن شیخی بر مرگ فرزندان خود جلال الدین محمد مولویبود شیخی رهنمایی پیش ازینآسمانی شمع بر روی زمین
- بخش ۱۲۲ - معجزه خواستن قوم از پیغامبران جلال الدین محمد مولویانصتوا بپذیر تا بر جان توآید از جانان جزای انصتوا
- بخش ۶ - قصهٔ آن صوفی کی زن خود را بیگانهای بگرفت جلال الدین محمد مولویگفت عمر حاش لله که خدابار اول قهر بارد در جزا
- بخش ۵۶ - داستان آن عاشق کی با معشوق خود برمیشمرد خدمتها و وفاهای خود را و شبهای دراز تتجافی جنوبهم عن المضاجع را و بینوایی و جگر تشنگی روزهای دراز را و میگفت کی من جزین خدمت نمیدانم اگر خدمت دیگر هست مرا ارشاد کن کی هر چه فرمایی منقادم اگر در آتش رفتن است چون خلیل علیهالسلام و اگر در دهان نهنگ دریا فتادنست چون یونس علیهالسلام و اگر هفتاد بار کشته شدن است چون جرجیس علیهالسلام و اگر از گریه نابینا شدن است چون شعیب علیهالسلام و وفا و جانبازی انبیا را علیهمالسلام شمار نیست و جواب گفتن معشوق او را جلال الدین محمد مولویآن یکی عاشق به پیش یار خودمیشمرد از خدمت و از کار خود
- بخش ۵۴ - مناجات جلال الدین محمد مولویدیو چون عاجز شود در افتتاناستعانت جوید او زین انسیان
- بخش ۱۳۱ - وخامت کار آن مرغ کی ترک حزم کرد از حرص و هوا جلال الدین محمد مولویگفت إن عُدتُم کذا عُدنا کذانحنُ زوّجنَا الْفِعالَ بِالجزا
- بخش ۱۲۹ - مثل شیطان بر در رحمان جلال الدین محمد مولویچونک تُرک از سطوت سگ عاجزستاین اعوذ و این فغان ناجایزست
- بخش ۱ - سر آغاز جلال الدین محمد مولویگرچه عاجز آمد این عقل از بیانعاجزانه جنبشی باید در آن
- بخش ۴۳ - حکایت آن رنجور کی طبیب درو اومید صحت ندید جلال الدین محمد مولویچون ز ذات حق بعیدی وصف ذاتباز دانی از رسول و معجزات
- بخش ۷۵ - بیان آنک آنچ بیان کرده میشود صورت قصه است وانگه آن صورتیست کی در خورد این صورت گیرانست و درخورد آینهٔ تصویر ایشان و از قدوسیتی کی حقیقت این قصه راست نطق را ازین تنزیل شرم میآید و از خجالت سر و ریش و قلم گم میکند و العاقل یکفیه الاشاره جلال الدین محمد مولویهَل جُنُونی فی هَواکَ مُستَطابقُل بَلی واللهُ یَجزِیکَ الثَّواب
