جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۶۴۰ از ۶۴۷
- شمارهٔ ۱۵۰ - در شکایت و عزلت خاقانی شروانیز تنگی مکان و دورنگی زمان بسبه جان آمدم زین دو تا میگریزم
- شمارهٔ ۱۵۶ - در شکایت از جهان و نعت خاتم پیغمبران خاقانی شروانیآنجا که کوفت دولت او کوس لاالهآواز قد صدقت برآمد ز لامکان
- شمارهٔ ۱۹۹ - در مدح صفوة الدین بانو و بیان توفیق ادای حج او خاقانی شروانیقبله به قبله رفته و کوس سخا زدهکعبه به کعبه آمده وکامران شده
- شمارهٔ ۲۱۴ - مطلع چهارم خاقانی شروانیقعدهٔ نقره خنگ روز آمده در جنیبتشادهم شب فکنده سم، کندرو از مُشَمَّری
- شمارهٔ ۲۱۵ - در مدح ابوالمظفر جلال الدین شروانشاه اخستان خاقانی شروانیور سوی مشعر الحرام آمدهاند محرمانمحرم میْ شویم ما میکده کرده مشعری
- شمارهٔ ۲۲۴ - مطلع دوم خاقانی شروانیای پرچم رایات ملک چشم بدت دورکز پر غراب آمده در فر همائی
- بخش ۹ - حکایت وحشی بافقیبود همین زخم سر نیش خارآنچه به دست آمدش از روزگار
- بخش ۴ - حکایت وحشی بافقیآمده سیر از تک و پوی همهبسته در خانه به روی همه
- بیان خوابی و اظهار اضطرابی که ناظر را از راز پنهان از بیصبری خبر داده و داغ ناصبوریش بر جگر نهاده و حکایت مفارقت و شکایت مهاجرت وحشی بافقیکه مدتها برآمد زان فسانهنشد پیدا صفایی در میانه
- فی معنی بسم الله الرحمن الرحیم جلال الدین محمد مولوی… میکردند، زیرا صورت پرست بودند و این نام، موجی است که از دریای معنی برآمده است. چشمهای صورت پرستان را زهره نباشد که در اینجا نگرند تا خود را به هفتاد آب نشویند که: «لایمسه الا المطهرون».
- بخش ۳ - اندر آیین پادشاهان عجم خیام نیشابوری… بردی، یا مطربی سرودی گفتی، یا سخنی نیکو گفتی در معانی که ایشان را خوش آمدی، گفتندی زه، یعنی احسنت، چنانک زه بر زبان ایشان برفتی از خزینه هزار درم بدان کس دادندی، و سخن خوش بزرگ داشتندی، و دیگر عادت ملوک عجم چنان بودی که …
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ عطار نیشابوریشدند انباز چار ارکان که تا تو آمدی پیدانه ای تو هیچ کس خود را متاع چار ارکانی
