جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۷۰۹ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۴ جلال الدین محمد مولویعروس الهوی بدر تلالا فی الدجیعلیها دماء العاشقین خمار
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۹ جلال الدین محمد مولویصد نقش سازد بر عدم از چاکر و صاحب علمدر دل خیالات خوشش زیبا و دلخواه آمده
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۲ جلال الدین محمد مولویای حزم جمله خسروان از عهد آدم تا کنونبستان گرو از من به جان کز حزم تو پا کوفته
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۷ جلال الدین محمد مولویآمد یار و بر کفش جام میی چو مشعلهگفت بیا حریف شو گفتم آمدم هله
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۸ جلال الدین محمد مولویدیده و عقل و هوش را شب به مصادره بردصبحدمی ندا کند بازستان مصادره
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۴ جلال الدین محمد مولویکجا اسراربین آمد دمی کز کبر و کین آمدحیاتی کز زمین آمد بود در بحر بیچاره
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۶ جلال الدین محمد مولویهمیکوشم به خاموشی ولیکن از شکرنوشیشدم همخوی آن غمزه که آن غمزهست غمازه
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۶ جلال الدین محمد مولویناموس مکن پیش آ ای عاشق بیچارهتا مرد نظر باشی نی مردم نظاره
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۲ جلال الدین محمد مولویدیدم رخ ترسا را با ما چو گل اشکفتههم خلوت و هم بیگه در دیر صفا رفته
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۵ جلال الدین محمد مولویای آنک ز یک برقی از حسن جمال خوداین جمله هستی را در حال عدم کرده
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۷ جلال الدین محمد مولویدر خانه نقشینی دیدم صنم چینیخون خواره صد آدم جان ملکی بوده
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۱ جلال الدین محمد مولویدر دولت سلطانی گر یاوه شود جانییک جان چه محل دارد در خدمت جانانه
