جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۷۳۳ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۸ جلال الدین محمد مولویبا سیب انار گفت که شفتالویی بدهگفت این هوس پزند همه منبلان راغ
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۱ جلال الدین محمد مولویغم مخورید هر شتر ره نبرد بدین اغلزانک به پستیاند و ما بر سر کوه بر شرف
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۰ جلال الدین محمد مولویچو شخصی کو دو زن دارد یکی را دل شکن داردبدان دیگر وطن دارد که او خوشتر بدش در دل
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۳ جلال الدین محمد مولویچنان لطافت و خوبی و حسن و جان بخشیکسی از او بشکیبد زهی شقا و ضلال
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۴ جلال الدین محمد مولویتو در جوال نگنجی و دام را بدریکه دیده است که شیری رود درون جوال
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۰ جلال الدین محمد مولویبس بود ای مست خمش جان ز بدن رست خمشباده ستان که دگران عربده دارند و جدل
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۲ جلال الدین محمد مولویگر مجلسم خالی بدی گفتار من عالی بدییا نور شو یا دور شو بر ما مکن چندین ستم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۳ جلال الدین محمد مولویتا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنمهر جا نشینم خرمم هر جا روم در گلشنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۲ جلال الدین محمد مولویغلغلهٔ می شنوم روز و شب از قبهٔ دلاز روش قبهٔ دل گنبد دوّار شدم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۲ جلال الدین محمد مولویای که ابیت گفتهای هر شب عند ربکمشرح بده از آن ابا بیشتر ای پیمبرم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۵ جلال الدین محمد مولویسخت لطیف می زنم دیده بدان نمیرسددل که هوای ما کند همچو هواش می زنم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۷ جلال الدین محمد مولویگر تو غلط دهی مرا رنگ تو غمز می کندرنگ تو تا بدیدهام دنگ شدهست این سرم
