جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۷۳۵ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۹ جلال الدین محمد مولویاز آن بانگ دهل از عالم کلبدین دنیای فانی اوفتیدم
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۴ جلال الدین محمد مولویکوه طور از بادهاش بیخود شد و بدمست شدما چه کوه آهنیم آخر چه سنگ خارهایم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۰ جلال الدین محمد مولویمیرداد قهر چون ماری فروکوبد سرشآنک گوید در دو کونش هم سری را یافتم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۴ جلال الدین محمد مولویبده آن باده دوشین که من از نوش تو مستمبده ای حاتم عالم قدح زفت به دستم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۷ جلال الدین محمد مولویچو توی روح جهان را جهت چشم بدان رااگرم پاک بسوزی سزد ایرا که سپندم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۸ جلال الدین محمد مولویهله!ای اوّل و آخر! بده آن بادهیِ فاخر!
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۲ جلال الدین محمد مولویهنر خویش بپوشم ز همه تا نخرندمبدو صد عیب بلنگم که خرد جز تو امیرم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۹ جلال الدین محمد مولویبدهش از آن رحیقی که شود خوشی عشیقیکه ز مستی و خرابی برهد ز عکس و طردم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۲ جلال الدین محمد مولویچه شود اگر زمانی بدهی مرا امانیکه نه سیخ سوزد ای جان نه تبه شود کبابم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۴ جلال الدین محمد مولویدهلی بدین عظیمی به گلیم درنگنجدفر و نور مه بگوید که من اندر این غبارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۳ جلال الدین محمد مولویشمس تبریز که سرمایه لعل است و عقیقما از او لعل بدخشان و عقیق یمنیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۴ جلال الدین محمد مولویجان به دل گوید رو بر من و بر خویش مخندچیست کو را نبود تاش بدان بفریبم
