جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۷۳۸ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۱ جلال الدین محمد مولویکهنه گر است این زمان عمر ابد مجو در آنمرتع عمر خلد را خارج این زمانه کن
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۵ جلال الدین محمد مولویمن سر خود گرفتهام من ز وجود رفتهامذره به ذره می زند دبدبه فنای من
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۶ جلال الدین محمد مولویهر کِی پری طلب کند، چهرهٔ خود بدو نماهر کِی ز مُشک دم زند، زلف گشا که «همچنین»
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۷ جلال الدین محمد مولویهر بن بامداد تو، جانب ما کشی سبوکای تو بدیده روی من روی به این و آن مکن
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۳ جلال الدین محمد مولویگلبن روی غیبیان چون برسد بدیدهایاز گل سرخ پر شود بیچمنی کنار جان
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۵ جلال الدین محمد مولویداد هزار جان بده باده آسمان بدهتا که پرد همای جان مست سوی مطار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۷ جلال الدین محمد مولوییا رب من بدانمیچیست مراد یار منبسته ره گریز من برده دل و قرار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۴ جلال الدین محمد مولویمرا در دل همیآید که من دل را کنم قرباننباید بددلی کردن بباید کردن این فرمان
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۶ جلال الدین محمد مولویتوی شیر اندر این درگه عدوِ راه تو روبهبود بر شیر بدنامی از این چالش زبون رفتن
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۲ جلال الدین محمد مولویچه باشد سنگ بیقیمت چو خورشید اندر او تابدکه از سنگی برون ناید نگردد گوهر روشن
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۷ جلال الدین محمد مولویبدین حیله بگنجانی در آن خانه ربابی راکه نامم را بگردانی نهی نامم فلانالدین
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۳ جلال الدین محمد مولویهر ذره که می جنبد هر برگ که می خنبدبی کام و زبان گفتی در گوش فلک بنشین
