جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۷۷ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۵۰۳ جلال الدین محمد مولویتیرهنظر چونک ببیند دو نقشجامه درَد، نعره زند، کاین صفاست
- غزل شمارهٔ ۵۶۰ جلال الدین محمد مولویدرد فراق من کشم ناله به نای چون رسدآتش عشق من برم چنگ دوتا چرا بود
- غزل شمارهٔ ۵۹۳ جلال الدین محمد مولویدَر و دیوار این سینه، همیدَرَّد ز انبوهیکه اندر دَر نمیگنجد، پس از دیوار میآید
- غزل شمارهٔ ۶۰۹ جلال الدین محمد مولویآن را که شفا دانی، درد تو از آن باشدوان را که وفا خوانی، آن مکر و فسون باشد
- غزل شمارهٔ ۶۳۱ جلال الدین محمد مولویای درد کهنگشته! بخ بخ که شفا آمدوی قفل فروبسته! بگشا که کلید آمد
- غزل شمارهٔ ۶۷۹ جلال الدین محمد مولویمگر درد فراق و جور هجرانکه تاب آن نبودش زان بری شد
- غزل شمارهٔ ۶۸۶ جلال الدین محمد مولویاین عشرت و عیش چون نماز آمدوین دردی درد آبدست آمد
- غزل شمارهٔ ۶۹۱ جلال الدین محمد مولویتا قدر وصال حق بدانندتا درد فراق حق بینند
- غزل شمارهٔ ۷۵۵ جلال الدین محمد مولویصاف او بیدرد بود و راحتش بیدرد بودگلشن بیخار بود و نوش او بینیش بود
- غزل شمارهٔ ۷۶۶ جلال الدین محمد مولویهمه زهر دین و دنیا ز تو شهد و نوش آمدغم و درد سینه سوزان ز تو دلنواز گردد
- غزل شمارهٔ ۷۹۶ جلال الدین محمد مولویسخن عشق چو بیدرد بود بر ندهدجز به گوش هوس و جز به زبانی نرسد
- غزل شمارهٔ ۸۱۵ جلال الدین محمد مولویدردها و دردها را صاف کردپیش او آرید هر جا هست درد
