جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۷۷ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۶۹۷ جلال الدین محمد مولویغماز شوم بود دم سردآن دم که دم خران ندارد
- غزل شمارهٔ ۷۳۳ جلال الدین محمد مولویخار مسکینی که هر دم طعنه گل میکشدخواجه گلزار باد و از حسد گل زار باد
- غزل شمارهٔ ۷۳۶ جلال الدین محمد مولویگر یکی شاخی شکستم من ز گلزاری چه شدور ز سرمستی کشیدم زلف دلداری چه شد
- غزل شمارهٔ ۷۴۲ جلال الدین محمد مولویچون ببیند عشق گوید زلف من سایه فکندوانگهی عاشق در این دم مشک و عنبر بو کند
- غزل شمارهٔ ۷۴۷ جلال الدین محمد مولویشهسوار اسب شادیها شوید ای مقبلاناسب غم را در قدمهای طربها پی کنید
- غزل شمارهٔ ۷۵۱ جلال الدین محمد مولویهمچو پره و قفل من چون جفت گردم با کسیهمچو مرغ کشته آن دم پرم از من برکشد
- غزل شمارهٔ ۷۵۴ جلال الدین محمد مولویشاه جانها شمس تبریزیست و این دم آن اوسترخ بدو آرید و خود را جمله مات شه کنید
- غزل شمارهٔ ۷۶۰ جلال الدین محمد مولویخنک آن گه که کند حق گنهت طاعت مطلقخنک آن دم که جنایات عنایات خدا شد
- غزل شمارهٔ ۷۶۵ جلال الدین محمد مولویچو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُرتو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند
- غزل شمارهٔ ۷۶۷ جلال الدین محمد مولویز صبا همیرسیدم خبری که میپزیدمز غمت کنون دل من خبر از صبا ندارد
- غزل شمارهٔ ۷۸۴ جلال الدین محمد مولویهمه سوگند بخورده که دگر دم نزنندمست گشتند صبوحی سوی گفتار شدند
- غزل شمارهٔ ۷۸۷ جلال الدین محمد مولویچون رسد طره تو مشک دگر دم نزندچون رسد پرتو تو عقل دگر سر نکند
