جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۷۹۹ نتیجه برای «کار» · صفحهٔ ۷۷۱ از ۹۰۰
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۱ جلال الدین محمد مولویزهی سلطان زهی نجده سری بخشد به یک سجدهاسیر او شوی بهتر کاسیر نفس مکاره
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۹ جلال الدین محمد مولویمن باز شکارم جان دربند مدارم جانزین بیش نمیباشم چون جغد به ویرانه
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۹ جلال الدین محمد مولویجان ما را به صف اول پیکار طلبز آنک در پیش روی تیر و سنانیم همه
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۸ جلال الدین محمد مولویهمچو سگان تازی میکُن شکار خامشنی چون سگان عوعو کهدان من گرفته
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۸ جلال الدین محمد مولویای شیر هر شکاری آخر روا نداریدل را به خرده گیری سوزیش همچو خرده
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۰ جلال الدین محمد مولویشب کاروانها زین جهان بر میرود تا آسمانتو خود به تنهایی خود صد کاروانی میروی
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۱ جلال الدین محمد مولویجان را نشاط و دمدمه جمله مهماتش همهکاری نمیبینم دگر الا نوای آشتی
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۸ جلال الدین محمد مولویسنگ مزن بر طرف کارگه شیشهگریزخم مزن بر جگر خستهٔ خستهجگری
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۸ جلال الدین محمد مولویرها کن گرگ خونی را که رو نارد بدان صیدیرها کن صرفه جویی را که برناید بدین کاری
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۴ جلال الدین محمد مولویشها شیری تو من روبه تو من شو یک زمان من توچو روبه شیرگیر آید جهان گوید خوش اشکاری
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۶ جلال الدین محمد مولویاگر انکار خواهی کرد از عجزی است اندر توچه داند قوت حیدر مزاج حیز از حیزی
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۷ جلال الدین محمد مولویآن دلبر سروین قد در قصد کسی باشددر کوی همیگردد چون مشتغل کاری
