جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۷۹۱ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۷ جلال الدین محمد مولوییونسی دیدم نشسته بر لب دریای عشقگفتمش چونی جوابم داد بر قانون خویش
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۴ جلال الدین محمد مولویمؤمن و ایمان و دین ذوق و حلاوت بودتو به کجا دیدهای طبله حلوا ترش ؟
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۶ جلال الدین محمد مولویتو بر مقامه خویشی وز آنچ گفتم بیشولیک دیده ز هجرت نه روشنست نه صاف
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۷ جلال الدین محمد مولویدیرست که خواب شب نمانده استدر دیده شرمسار عاشق
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۶ جلال الدین محمد مولویمن دوش تو را دیدم در خواب و چنان باشدبر چرخ همیگشتی سرمستک و خوش حالک
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۴ جلال الدین محمد مولویتو در جوال نگنجی و دام را بدریکه دیده است که شیری رود درون جوال
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۱ جلال الدین محمد مولویای پادشاه صادقان چون من منافق دیدهایبا زندگانت زندهام با مردگانت مردهام
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۴ جلال الدین محمد مولویای بیکسان ای بیکسان جاء الفرج جاء الفرجهر خسته غمدیده را سلطان کنم سنجر کنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۷ جلال الدین محمد مولویدوری به تن، لیک از دلم اندر دل تو روزنیستزان روزنِ دزدیده من چون مه پیامت میکنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۲ جلال الدین محمد مولویخوبی جمال عالمان وان حال حال عارفانکو دیده کو دانش بگو کو گلستان کو بوی و شم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۳ جلال الدین محمد مولویتا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنمهر جا نشینم خرمم هر جا روم در گلشنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۹ جلال الدین محمد مولویبیخ دل از صفرای او می خورد زد زردی به رخچون دیده عشقش بر رخم زد بر رخم آن شه رقم
