جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۹۱۷ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۵۱۹ سعدی شیرازینَفَحات صبح دانی ز چه روی دوست دارم؟که به روی دوست ماند که برافکند نقابی
- غزل شمارهٔ ۵۲۰ سعدی شیرازیکه سعدی چون فراق ما کشیدینخواهی دید در دوزخ عذابی
- غزل شمارهٔ ۵۲۱ سعدی شیرازیز چشمِ دوست فتادم به کامهٔ دلِ دشمنأحِبَّتي هَجَروني کَما تَشاءُ عُداتي
- غزل شمارهٔ ۵۲۲ سعدی شیرازیگرَت به گوشهٔ چشمی نظر بُود به اسیراندوای درد من اول که بیگناه بخستی
- غزل شمارهٔ ۵۲۳ سعدی شیرازینظری به دوستان کن که هزار بار از آن بِهکه تحیّتی نویسی و هدیتی فرستی
- غزل شمارهٔ ۵۲۵ سعدی شیرازیتو گویی در همه عمرم میسر گردد این دولتکه کام از عمر برگیرم و گر خود یک زمانستی
- غزل شمارهٔ ۵۲۷ سعدی شیرازیای باد که بر خاک در دوست گذشتیپندارمت از روضه بستان بهشتی
- غزل شمارهٔ ۵۲۸ سعدی شیرازیدوستان دشمن گرفتن هرگزت عادت نبودجز در این نوبت که دشمن دوست میپنداشتی
- غزل شمارهٔ ۵۲۹ سعدی شیرازیلعل دیدی لاجرم چشم از شبه بردوختیدُر پسندیدی و دست از کهربا برداشتی
- غزل شمارهٔ ۵۳۰ سعدی شیرازیتو قدر صحبت یاران و دوستان نشناسیمگر شبی که چو سعدی به داغ عشق بخفتی
- غزل شمارهٔ ۵۳۲ سعدی شیرازیمحتسب گو تا ببیند روی دوستهمچو محرابی و من چون عابدی
- غزل شمارهٔ ۵۳۳ سعدی شیرازیای باد بامدادی خوش میروی به شادیپیوند روح کردی پیغام دوست دادی
