جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۱٬۹۴۲ نتیجه برای «گل» · صفحهٔ ۹۳۷ از ۹۹۶
- غزل شمارهٔ ۴۴۱ جلال الدین محمد مولویبنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوستبگشای لب که قند فراوانم آرزوست
- غزل شمارهٔ ۴۵۲ جلال الدین محمد مولویگلزار حسن رو بگشا زانک از رختمه شرمسار گشته و گلزارم آرزوست
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۱ جلال الدین محمد مولویچشم مست تو خرابی دل و عقل همهستعارض چون قمر و رنگ چو گلنار مگیر
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۳ جلال الدین محمد مولویاز توام ای شهره قمر، در من و در خود بنگرکز اثر خندهٔ تو، گلشنِ خندنده شدم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۲ جلال الدین محمد مولوینخواهم خانهای در ده نه گاو و گله فربهولیکن مست سالارم پی سالار میگردم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۳ جلال الدین محمد مولویگهی با خویش در جنگم گهی بیخویشم و دنگمچو آمد یار گلرنگم چرا با این سه فن باشم
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۶ جلال الدین محمد مولویآن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان منای عقل عقل عقل من ای جان جان جان من
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۰ جلال الدین محمد مولویدگربار آفتاب اندر حمل شدبخندانید عالم را چو گلشن
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۰ جلال الدین محمد مولویدل دی خراب و مست و خوش هر سو همیافتاد از اودر گلبنش جان صدزبان چون سوسن آزاد از او
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۷ جلال الدین محمد مولویبگشا کار مشکلم تو دلم ده که بیدلممکن ای دوست منزلم به جز از گلستان تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۵ جلال الدین محمد مولویای گله بیش کرده تو سیر نگشتی از گلهچون بکری است این دکان چاره نباشد از غله
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۲ جلال الدین محمد مولویای رونق هر گلشنی وی روزن هر خانهایهر ذره از خورشید تو تابنده چون دردانهای
