جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۹۴۷ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۸ جلال الدین محمد مولویفلک از بهر عاشقان گرددبهر عشقست گنبد دوار
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۹ جلال الدین محمد مولویعشق تو کان دولت ابدستلیک وصل جمال تو کانتر
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۵ جلال الدین محمد مولویحق چو شراب ازلی دَر دِهدمرد خورد باده حق مردوار
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۶ جلال الدین محمد مولویگاه چو آبی متشکل شودخلق رود تشنه بدو جانسپار
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۳ جلال الدین محمد مولویجاء الفرج الاعظم جاء الفرج الاکبرجاء الکرم الادوم جاء القمر الاقمر
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۵ جلال الدین محمد مولویدر سایه دوست چون بود جانهمچون ماهی میان کوثر
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۸ جلال الدین محمد مولویچو مه از ابر تن بیرون رو ای دوستهزار اکسیر از خورشید آموز
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۲ جلال الدین محمد مولویما را چو رخ خوشت برافروزغم را چو عدوی خود درآویز
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۷ جلال الدین محمد مولویتو مخالفت همی کِش، تو موافقت همی کُنچو لباسِ تو دَرانَند، تو لباسِ وصل میدوز
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۰ جلال الدین محمد مولویدوش مرا شاه خواند بر سر من حکم رانددر تن من خون نماند خون دل رز بریز
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۳ جلال الدین محمد مولویچو دوست با عدو تو نشست از او بگریزکه احتراق دهد آب گرم نارآمیز
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۸ جلال الدین محمد مولویای خیال اندیش دوری سخت دورسر او از طبع کارافزا مپرس
