جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۹۴۸ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۴ جلال الدین محمد مولویاگر چه رطل گرانست او سبک روحستز دست دوست فروکش هزار جام مترس
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۷ جلال الدین محمد مولویاوست یقین رهزن تو خون تو در گردن تودور شو از خیر و شرش دور شو از نیک و بدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۴ جلال الدین محمد مولویولیکن سخت میترسم از آن زلف سیه کاوشکه بس دل در رسن بستست آن هندو ز بهتانش
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۸ جلال الدین محمد مولویتبریز بگو آخر با غمزهٔ شمسالدینکای فتنهٔ جادویان! ای سحر حلالت خوش
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۴ جلال الدین محمد مولویچو آن خورشید بر وی سایه انداختز دوزخ ایمنست و زمهریرش
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۸ جلال الدین محمد مولویامروز خوش است دل که تو دوشخون دل ما بخوردهای نوش
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۵ جلال الدین محمد مولویچونک یک گوشه ردای مصطفی آمد به دستآنک بد در قعر دوزخ در جنان آوردمش
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۰ جلال الدین محمد مولویبه شکرخنده اگر میببرد جان رسدشوگر از غمزه جادو برد ایمان رسدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۱ جلال الدین محمد مولویگر عطارد ز پی دایره و نقطه اوهمچو پرگار دوانست به سر میرسدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۴ جلال الدین محمد مولویمن توام تو منی ای دوست مرو از بر خویشخویش را غیر مینگار و مران از در خویش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۵ جلال الدین محمد مولویآن مه که هست گردون گردان و بیقرارشوان جان که هست این جان وین عقل مستعارش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۹ جلال الدین محمد مولویپشت قوی شد پشت قوی شد اختر دولت عدل و عنایتچون نشود شه چون نشود شه آنک تو باشی پشت و پناهش
