جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۹۵ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۱۲۹ جلال الدین محمد مولویصد جا چو قلم میان ببستهتنگ شکر معسکری را
- غزل شمارهٔ ۱۳۳ جلال الدین محمد مولویزندگی ز آویختن دارد چو میوه از درختزان همیبینی در آویزان دو صد حلاج را
- غزل شمارهٔ ۱۳۶ جلال الدین محمد مولویجان ما همچون سگانِ کوی او خونخوار شدآفرینها صد هزاران بر سگِ خونخوار ما
- غزل شمارهٔ ۱۴۳ جلال الدین محمد مولویطفلِ دل را شیر ده ما را ز گردش وارهانای تو چاره کرده هر دم صد چو من بیچاره را
- غزل شمارهٔ ۱۴۴ جلال الدین محمد مولویطور موسی بارها خون گشت در سودای عشقکز خداوند شمس دین افتد به طور اندر صدا
- غزل شمارهٔ ۱۴۶ جلال الدین محمد مولویبر کمیت می تو جان را کن سوار ِراه عشقتا چو یک گامی بود بر ما دو صد فرسنگ ما
- غزل شمارهٔ ۱۴۷ جلال الدین محمد مولویآخر از هجران به وصلش دررسیدستی دلاصد هزاران سرّ ِ سرّ ِجان شنیدستی دلا
- غزل شمارهٔ ۱۴۸ جلال الدین محمد مولویهر چه میبارید اکنون دیده گریان ماسر آن پیدا کند صد گلشن خندان ما
- غزل شمارهٔ ۱۵۴ جلال الدین محمد مولویهمچو دریاییست تبریز از جواهر و ز دررچشم درنآید دو صد در ثمین تبریز را
- غزل شمارهٔ ۱۵۹ جلال الدین محمد مولویای خداوند شمس دین از آتش هجران تورشک نور باقیست صد آفرین این نار را
- غزل شمارهٔ ۱۶۷ جلال الدین محمد مولویاین مقصر به دو صد رنج سزاوار شدهستلیک زآن لطف به جز عفو و کرم نیست سزا
- غزل شمارهٔ ۱۸۸ جلال الدین محمد مولویتقدیر میفریبد تدبیر را که برجهمکرش گلیم بُرده از صد هزار چون ما
