جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۹۶۱ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۷۵۷ جلال الدین محمد مولوینیم شب برخاستم دل را ندیدم پیش اوگرد خانه جستم این دل را که او را خود چه بود
- غزل شمارهٔ ۸۶۳ جلال الدین محمد مولویقدر من او شناسد و شکر من او کندکاندر فنای خویش بدیدست عود سود
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۱ جلال الدین محمد مولوینه که هر سنگ ز خورشید نصیبی داردتو مرا منتظر و کشته دیدار مگیر
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۸ جلال الدین محمد مولویتو آن ما و من آن تو همچو دیده و روزچرا روی ز بر من به هر غلیظ و عتل
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۵ جلال الدین محمد مولویگشتم مقیمِ بزم او، چون لطفْ دیدم عزمِ اوگشتم حقیرِ راه او، تا ساقِ شیطان بشکنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۳ جلال الدین محمد مولویدیدهٔ سیر است مرا، جان دلیر است مرازَهرهٔ شیر است مرا، زُهرهٔ تابنده شدم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۵ جلال الدین محمد مولویالحق جانا چه خوشی قوس وفا را تو کشیدر دو جهان دیده بود هیچ کسی چون تو صنم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۲ جلال الدین محمد مولویبهانه کردهام نان را ولیکن مست خبازمنه بر دینار میگردم که بر دیدار میگردم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۳ جلال الدین محمد مولویکبوترباز عشقش را کبوتر بود جان منچو برج خویش را دیدم چرا اندر بدن باشم
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۸ جلال الدین محمد مولویدیدم همه عالم را نقش در گرمابهای برده تو دستارم هم سوی تو دست آرم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۹ جلال الدین محمد مولویدل چه خوردهست عجب دوش که من مخمورمیا نمکدان کی دیدهست که من در شورم
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۴ جلال الدین محمد مولویدل دلهاست شمس الدین تبریزنتاند شمس را خفاش دیدن
