جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۹۸ از ۴۲۱
- غزل شمارهٔ ۴۹۳ جلال الدین محمد مولویچو مرغ پای ببستهست دور مینپردبه چرخ مینرسد وز دوار او عجمیست
- غزل شمارهٔ ۴۹۶ جلال الدین محمد مولویمست شد جان چنان که نشناسدخویشتن را ز می جز از طاعات
- غزل شمارهٔ ۵۰۳ جلال الدین محمد مولویاز تو اگر سنگ رسد گوهرستگر تو کنی جور به از صد وفاست
- غزل شمارهٔ ۵۰۹ جلال الدین محمد مولویدشمن من دید که با دوستماو ز حسد دست گزیدن گرفت
- غزل شمارهٔ ۵۲۴ جلال الدین محمد مولوییک سان نماید کشتها تا وقت خرمن دررسدنیمیش مغز نغز شد وان نیم دیگر کاه شد
- غزل شمارهٔ ۵۲۹ جلال الدین محمد مولویتروندهٔ پالیز جان هر گاو و خر را کی رسد؟زان میوههای نادره، زیرکدل و گربز خورد
- غزل شمارهٔ ۵۴۵ جلال الدین محمد مولویدانه دل کاشتهای زیر چنین آب و گلیتا به بهارت نرسد او شجری مینشود
- غزل شمارهٔ ۵۴۹ جلال الدین محمد مولویآب زنید راه را، هین که نگار میرسدمژده دهید باغ را، بوی بهار میرسد
- غزل شمارهٔ ۵۵۱ جلال الدین محمد مولویاز تبریز شمس دین چونک مرا نعم رسدجز تبریز و شمس دین جمله وجود لا بود
- غزل شمارهٔ ۵۶۰ جلال الدین محمد مولویدرد فراق من کشم ناله به نای چون رسدآتش عشق من برم چنگ دوتا چرا بود
- غزل شمارهٔ ۵۷۰ جلال الدین محمد مولویگل از نسرین همیپرسد که چون بودی در این غربتهمیگوید خوشم زیرا خوشیها زان دیار آمد
- غزل شمارهٔ ۵۷۵ جلال الدین محمد مولویبود مه سایه را دایه به مه چون میرسد سایهبگو «ای مه! نمیدانم تو را خانه کجا باشد»
