جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳ نتیجه برای «شو» با فیلتر رموز بیخودی (اقبال لاهوری) · صفحهٔ ۱ از ۲
- بخش ۲۸ - قل هوالله احد اقبال لاهوریرنگ او بر کن مثال او شویدر جهان عکس جمال او شوی
- بخش ۱۸ - در معنی اینکه در زمانه انحطاط تقلید از اجتهاد اولی تر است اقبال لاهوریچون گهر در رشته ی او سفته شوورنه مانند غبار آشفته شو
- بخش ۶ - در معنی اینکه یأس و حزن و خوف ام الخبائث است و قاطع حیات و توحید ازالهٔ این امراض خبیثه می کند اقبال لاهوریگر خدا داری ز غم آزاد شواز خیال بیش و کم آزاد شو
- بخش ۱۴ - در معنی اینکه چون ملت محمدیه مؤسس بر توحید و رسالت است پس نهایت مکانی ندارد اقبال لاهوریمسلم استی دل به اقلیمی مبندگم مشو اندر جهان چون و چند
- بخش ۲۱ - در معنی اینکه حیات ملیه مرکز محسوس میخواهد و مرکز ملت اسلامیه بیت الحرام است اقبال لاهوریاز پرش پرواز شوید دمبدمچاره ی خود کرده جوید دمبدم
- بخش ۲۴ - در معنی اینکه کمال حیات ملیه این است که ملت مثل فرد احساس خودی پیدا کند و تولید و تکمیل این احساس از ضبط روایات ملیه ممکن گردد اقبال لاهوریزیر و بم را گوش او در گیر نیستنغمه اش جز شورش زنجیر نیست
- بخش ۲۰ - در معنی اینکه حسن سیرت ملیه از تأدب به آداب محمدیه است اقبال لاهوریغنچه ئی از شاخسار مصطفیگل شو از باد بهار مصطفی
- بخش ۱۳ - در معنی حریت اسلامیه و سر حادثهٔ کربلا اقبال لاهوریعقل گوید شاد شو آباد شوعشق گوید بنده شو آزاد شو
- بخش ۲۹ - الله الصمد اقبال لاهوریمسلم استی بی نیاز از غیر شواهل عالم را سراپا خیر شو
- بخش ۲۲ - در معنی اینکه جمعیت حقیقی از محکم گرفتن نصب العین ملیه است و نصب العین امت محمدیه حفظ و نشر توحید است اقبال لاهوریچون حیات از مقصدی محرم شودضابط اسباب این عالم شود
- بخش ۱۱ - حکایت بوعبید و جابان در معنی اخوت اسلامیه اقبال لاهوریملت ار گردد اساس جان فردعهد ملت می شود پیمان فرد
- بخش ۳۱ - ولم یکن له کفواً احد اقبال لاهوریبوسدش اول شعاع آفتابشبنم از چشمش بشوید گرد خواب
