جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۱۴ نتیجه برای «آب» با فیلتر هفت اورنگ (جامی) · صفحهٔ ۱ از ۲۷
- بخش ۱۳ - عقد دوم در شرح سخن که شریف ترین گوهر صدف آدمیت است و لطیف ترین زیور شرف محرمیت جامیآب آن روضه دین افروزدتاب این خرمن ایمان سوزد
- بخش ۳۰ - حکایت آن موسوس سودایی که به سبب آلایش جانوران دریایی دست از آب دریا شست و آبی پاکیزه تر از آب دریا جست جامیآن موسوس بر لب دریا نشستتا کند بهر تقرب آبدست
- بخش ۱۸ - شیخ شمس الدین تبریزی شیخ اوحدالدین کرمانی را قدس الله سرهما دید که در هنگامه های دمشق می گردید از وی پرسید که در چه کاری گفت آفتاب را در طشت آب می بینم گفت اگر بر قفا دمل نداری چرا بر آسمانش نمی بینی جامیچشمه آفتاب می بینملیک در طشت آب می بینم
- بخش ۴۳ - حکایت آن زاغ بر لب دریای شور که حواصل وی را آب شیرین می داد اما وی را آن قبول نیفتاد جامیبودی از دریای شور آبشخورشدادی آن شورابه طعم شکرش
- بخش ۶۸ - حکایت آن کنیزک و غلام که بر کنار دجله دست از زندگانی خود شستند و به غرقه شدن در آب از خشک لبی ساحل فراق خلاصی جستند جامیبود مه طلعت و ماهی اندامکرد در آب چو ماهی آرام
- بخش ۳۲ - حکایت آن زشت روی خانه آرای که حکیمی در خانه وی منزل ساخت و در وقت حاجت آب دهان بر وی انداخت جامییکی سفله با شکلی از طبع دورز دیدار او چشم مردم نفور
- بخش ۳۷ - در نصیحت مجردان که به صحبت زنان آب خود نریزند و وصیت کدخدایان که از فرمانبرداری زنان بپرهیزید جامیبیا ای چو عیسی تجرد نهادتو را زین تجرد تمرد مباد
- بخش ۳۶ - به آب نیل درآمدن یوسف علیه السلام و غبار سفر از خود شستن و به قصد بارگاه پادشاه مصر در هودج نشستن جامیز خود کن گرد ره را شست و شوییز خاکت نیل را ده آبرویی
- بخش ۲۰ - حکایت آن اشتر که به مشورت روباه در آب خسبید و در آخر بار وی گران تر گردید جامیچو آنجا رسی زن در آن آب جککه گردد نمک از گدازش سبک
- بخش ۱۵ - نهال جمال یوسفی را از بهارستان غیب به باغستان شهادت آوردن و به آب دیده یعقوب و هوای دل زلیخا پروردن جامیدرین نوبتگه صورت پرستیزند هر کس به نوبت کوس هستی
- بخش ۲۸ - رجوع به تمامی تمثیل جامیقطره چون آب شد به تابستانگشت آن آب سوی بحر روان
- بخش ۱۲۴ - رفتن اسکندر در ظلمات و رسیدن بر زمینی پر سنگریزه و گفتن مر سپاه را که این جواهر گرانسنگ است و قبول کردن بعضی و برداشتن ایشان و انکار کردن بعضی و بگذاشتن آن جامیچون سکندر به قصد آب حیاتکرد عزم عبور بر ظلمات
