جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶۹ نتیجه برای «لشکر» با فیلتر خاقانی · صفحهٔ ۱ از ۶
- شمارهٔ ۱۸۳ - مطلع دوم خاقانی شروانیلشکر غم ران گشاد و آمد دوران اوابلق روز و شب است نامزد ران او
- شمارهٔ ۱۸۵ خاقانی شروانیروزی میان بادیه بر لشکر عجمدست عرب چو غمزهٔ ترکان سنان کشید
- غزل شمارهٔ ۴۷ خاقانی شروانیلشکرِ غمزهٔ تو بیرون تاختصف عقلم به یک نظر بشکست
- رباعی شمارهٔ ۷۸ خاقانی شروانیرخسار تو را که ماه و گل بندهٔ اوستلشکرگه آن زلف سر افکندهٔ اوست
- رباعی شمارهٔ ۱۴۵ خاقانی شروانیرخسار تو را که ماه و گل بنده بودلشکرگه آن زلفِ سرافکنده بود
- غزل شمارهٔ ۳۴۳ خاقانی شروانیعالم افروز بهارا که توییلشکر آشوب سوارا که تویی
- غزل شمارهٔ ۵۰ خاقانی شروانیدر همه روی زمین به ز تو دارندهایبزم خلیفه ندید لشکر سلطان نداشت
- غزل شمارهٔ ۵۸ خاقانی شروانیشوری ز دو عشق در سر ماستمیدان دل، از دو لشکر آراست
- شمارهٔ ۷۷ - در ستایش شروان شاه خاقانی شروانیخاقانی ار خود سنجر است در پیش زلفش چاکر استگر صبر او صد لشکر است الا به مژگان نشکند
- غزل شمارهٔ ۱۱۱ خاقانی شروانیلشکر عشق تو باز بر دل من ران گشادگر همه در خون کِشد، پشت نباید نمود
- غزل شمارهٔ ۲۱۹ خاقانی شروانیبردم به سرشک خون شبیخونتا لشکر شبروان شکستم
- غزل شمارهٔ ۲۵۴ خاقانی شروانیبا لشکر هجر تو همه سالز امید وصال در نبردم
