جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳ نتیجه برای «پا» با فیلتر عبید زاکانی، سایر قالبها · صفحهٔ ۱ از ۲
- باب هفتم در حیاء، وفا، صدق، رحمت و شفقت - مذهب مختار عبید زاکانیو آن مسکین را که مجنون بنیعامر گویند جوانی بود عاقل و فاضل. ناگاه دل در دخترکی لیلی نام بست. در وفای او زندگانی بر او تلخ شد و هرگز تمتعی از او نیافت؛ سر و پا برهنه در بیابان ها دویدی و گفتی:
- باب چهارم در عدالت - مذهب منسوخ عبید زاکانی… ن و امرا و اکابر و وزرا دایم همّت بر اشاعت معدلت و رعایت امور رعیت و سپاهی گماشتندی، و آن را سبب دولت و نیکنامی شناختندی؛ و این قسم را چنان معتقد بودهاند که عوام نیز در معاملات و مشارکات طریق عدالت کار فرمودندی و گفتند …
- باب سوم در عفت - مذهب منسوخ عبید زاکانی… را یکی از خصایل اربعه شمردهاند، و در آن فرمودهاند: عفت عبارت است از پاکدامنی؛ و لفظ عفیف بر آن کس اطلاق کردندی که چشم از دیدن نامحرم، و گوش از شنیدن غیبت، و دست از تصرف در مال دیگران و زبان از گفتار فاحش و نفس از ناشای …
- شمارهٔ ۲ - در مدح سلطان اویس جلایری عبید زاکانیدر بزم پادشاه جهان باده نوش کنوانگه به گوش جان بشنو نوش باد عید
- شمارهٔ ۱ - در مدح خواجه رکنالدین عمیدالملک وزیر عبید زاکانیپایکوبان ز در صومعه بیرون آئیمدست با شاهد سرمست در آغوش کنیم
- شمارهٔ ۳ - در مدح شاه شیخ ابواسحق عبید زاکانیحاسدت را در بت اندوه و سرسام بلاجان سپاری حاصل اوقات هجران آمده
- شماره ۴ - در توحید و منقبت عبید زاکانیور بایدت که دیده جان را جلا دهیاز گرد خاک پای نبی توتیا طلب
- ترجیع بند عبید زاکانیعقل با روح خودستائی کردعشق با هر دو پادشائی کرد
- باب چهارم در عدالت - مذهب مختار عبید زاکانیپادشاهان از پی یک مصلحت صد خون کنند!
- دیباچه عبید زاکانیگر نبی آید و ار نه تو نکو سیرت باشکه به دوزخ نرود مردم پاکیزه سیر
- باب سوم در عفت - مذهب مختار عبید زاکانی… یکری خلوتی دست دهد، و از وصال جانفزای او بهرهمند نگردد و گوید که «من پاکدامنم»؛ تا به داغ حرمان مبتلا گردد، و شاید بود که او را مدة العمر چنان فرصتی دست ندهد، از غصه میرد و گوید «اضاعه الفرصه غصه» آنکس را که وقت یاو را …
- موش و گربه عبید زاکانیسر هر سفره چون نهادی پایشیر از وی شدی گریزانا
