جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸۸ نتیجه برای «چشم» با فیلتر عبید زاکانی · صفحهٔ ۱ از ۸
- غزل شمارهٔ ۵۹ عبید زاکانیپیوسته چشم شوخت ما را فکار داردآن ترک مست آخر با ما چکار دارد
- غزل شمارهٔ ۷۶ عبید زاکانیای تُرک! چشم مستت بیمار خانهٔ دلزلف تو دام جانها، خال تو دانهٔ دل
- بخش ۹ - غزل همام عبید زاکانیبدیدم چشم مستت رفتم از دستگوام دایر دلی گویائی هست ؟
- باب سوم در عفت - مذهب منسوخ عبید زاکانی… هاند: عفت عبارت است از پاکدامنی؛ و لفظ عفیف بر آن کس اطلاق کردندی که چشم از دیدن نامحرم، و گوش از شنیدن غیبت، و دست از تصرف در مال دیگران و زبان از گفتار فاحش و نفس از ناشایست بازداشتی. چنین کس را عزیز داشتندی. و اینکه …
- بخش ۴ - سخن در عشق عبید زاکانینخستین روز کاین چشم بلاکشمرا از عشق او در جان زد آتش
- باب اول در حکمت - مذهب مختار عبید زاکانی… وح انسانی و مرجع و معاد آن تامل نمودند و سنن و آرای اکابر سابق را پیش چشم بداشتند، خدمتشان را بدین معتقدات انکاری تمام حاصل آمد. میفرمایند «بر ما کشف شد که روح ناطقه اعتباری ندارد، و بقای آن به بقای بدن متعلق است و فنای …
- رباعی شمارهٔ ۲ عبید زاکانیتا مهر توام در دل شوریده نشستوافتاد مرا چشم بدان نرگس مست
- شمارهٔ ۱۳ - در صفت قصر شیخ ابواسحاق عبید زاکانیجمال ملک و دین شاه جوانبختکه باد از تخت و تاجش چشم بد دور
- رباعی شمارهٔ ۲۱ عبید زاکانیزلف تو مرا به باد بر خواهد دادچشم تو مرا خانه سیه خواهد کرد
- غزل شمارهٔ ۳۴ عبید زاکانیبرفت دوش خیالش ز چشم من چه کندمقام بر لب دریا نمیتواند کرد
- غزل شمارهٔ ۳۹ عبید زاکانیدید آن چشم بلابین دمبهدمتا گریبان جامه در خون میکشید
- رباعی شمارهٔ ۴۴ عبید زاکانیگفت آنچه ز چشم و زلف من بر تو گذشتای خانه سیه چرا نگفتی با من
