جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۱۶ نتیجه برای «خون» با فیلتر دیوان اشعار (وحشی بافقی) · صفحهٔ ۱ از ۱۰
- شمارهٔ ۱۴ وحشی بافقیچیست قصد خون من آن ترک کافر کیش راای مسلمانان نمیدانم گناه خویش را
- شمارهٔ ۲۵ وحشی بافقیای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ماما را ز درد کشته و غافل ز درد ما
- رباعی شمارهٔ ۳۶ وحشی بافقیازدیده ز رفتن تو خون میآیدبر چهره سرشک لاله گون میآید
- شمارهٔ ۱۶۴ وحشی بافقیاین دل که دوستی به تو خون خواره میکندخصمی به خود نه ، با من بیچاره میکند
- شمارهٔ ۱۸۳ وحشی بافقیپی خدنگ جگر گون به خون مردم کردبهانه ساخت که شنجرف بوده پی گم کرد
- شمارهٔ ۲۱۶ وحشی بافقیتو خون به کاسهٔ من کن که غیرتاب نداردتنک شراب ستم ظرف این شراب ندارد
- شمارهٔ ۲۹۰ وحشی بافقیاز آن تر شد به خون دیده دامانی که من دارمکه با تردامنان یار است جانانی که من دارم
- شمارهٔ ۲۶۷ وحشی بافقیهر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیمزهر تو به سد رغبت جلاب کشیدیم
- شمارهٔ ۳۶۳ وحشی بافقیگرفته رنگ ز خون دلم چو لاله پیالهز بسکه بی تو خورم خون دل پیاله پیاله
- شمارهٔ ۲۰ وحشی بافقیگر به کشتن کین وحشی میرود از سینهاتکرد خون خود بحل ، بردار تیغ کینه را
- شمارهٔ ۳۹ - دریغ از جان قلی وحشی بافقیدریغ از جان قلی کز جور گردونکناری پر ز خون رفت از میانه
- شمارهٔ ۴۸ وحشی بافقیترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاستجان فدایش که به خون ریختن من برخاست
