جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸۹ نتیجه برای «سر» با فیلتر وحشی بافقی، مثنوی · صفحهٔ ۱ از ۸
- بخش ۱ - سر آغاز وحشی بافقیز آب خضر سرزده گلها در اوغنچه گشا باد مسیحا در او
- نظر اعتبار بر صورت عالم گشودن و راه سخن به گام عرفان طی نمودن در سر این معنی که درون از پردهٔ موجودات واجبالوجودی هست و برون از حلقهٔ کاینات معبودی که حرکت هر جانداری از قدرت اوست و کثرت تغییر عالم شاهد بر وحدت او وحشی بافقیازین خواب پریشان سر برآورسری در جمع بیداران در آور
- در تعریف محیطی که موجش با قوس قزح برابری میکرد و کشتیش به زورق آفتاب سر در نمیآورد وحشی بافقیکمان اما ز بند چله آزادز تیرش پردهٔ سر رفته بر باد
- رو به میدان معانی کردن و تیغ دو زبان برآوردن در مدح شهسواری که از دو انگشت نوک تیغ دو سر دیدهٔ شرک را کور نمود و از بنان ذوالفقار پیکر باب خیبر گشاده وحشی بافقیقضا چون رایت هستی برافراختعلم را عین نامش سر علم ساخت
- رفتن آن شهسوار شهب تازیانه و شاهباز فلک آشیانه به جست و جوی آن آهوی سر در بیابان محنت نهاده و آن طایر دور از مقام عزت فتاده وحشی بافقیبه نزدیک پدر یک روز جا کردبه خسرو مدعای خود ادا کرد
- سر آغاز وحشی بافقیزهی نام تو سر دیوان هستیترا بر جمله هستی پیش دستی
- رسیدن رسولان قیصر به زمین بوس شاه مصر کشور و حرف ناامیدی شنیدن و پا از سر بزم خسروی کشیدن و مقدمهٔ جدال و آغاز قتال وحشی بافقیکه هر صبح اینچنین تا شام منظورنمیگشت از حریم خسروی دور
- بخش ۴۱ - غزل خواندن فرهاد وحشی بافقیمیان عاشقانم کن سرافرازبنه تا سر نهم بر پات یارا
- بخش ۲ - در ستایش پروردگار وحشی بافقییکی را تیشهای بر سر فرستادکه جان میکن که فرهادی تو فرهاد
- در تاریخ بنای گرمابه وحشی بافقیبنه از سر کلاه عجب و پندارمیارا تن به جبه ، سر به دستار
- در هجو کیدی وحشی بافقیچون گه گربه است پیکر توای گه گربه خاک بر سر تو
- بیتابی ناظر از شعلهٔ جدایی و اضطراب نمودن از داغ بینوایی و خویشتن را بر مشق جنون داشتن و شرح درون خویش بر چهرهٔ معلم نگاشتن وحشی بافقیسرای چرخ خالی شد ز کوکبچو آخرهای روز از طفل مکتب
