جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳٬۶۲۶ نتیجه برای «دید» با فیلتر مثنوی · صفحهٔ ۱ از ۳۰۳
- بخش ۸۰ - قصهٔ خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائت جلال الدین محمد مولویدید در ایام آن شیخ فقیرمصحفی در خانهٔ پیری ضریر
- حکایت مجنون که خاک میبیخت تا لیلی را بیابد عطار نیشابوریدید مجنون را عزیزی دردناککو میان ره گذر میبیخت خاک
- بخش ۲۱۶ - نظر کردن پیغامبر علیه السلام به اسیران و تبسم کردن و گفتن کی عَجِبْتُ مِنْ قَوْمٍ یُجَرّونَ إِلَی الجَنَّةِ بِالسَّلاسِلِ وَ الأَغْلالِ جلال الدین محمد مولویدید پیغامبر یکی جوقی اسیرکه همیبردند و ایشان در نفیر
- بخش ۳ - الحكایة و التمثیل عطار نیشابوریدید روزی بوسعید دیده ورمبرزی پرداخته در رهگذر
- بخش ۱۴ - به خواب دیدن عبدالله عمر رضی الله عنهما بعد از دوازده سال پدر خود را و خبر دادن وی از مناقشه در حساب و مضایقه در حقوق عباد جامیدید پور عمر به چشم خیالمر عمر را پس از دوازده سال
- بخش ۱۲ - حکایت مجنون که در بادیه از انگشت قلم کرده بر تخته ریگ چون رمالان رقمی می زد گفتند این نوشتن چیست و این نوشته برای کیست گفت این نام لیلی است که به نوشتن آن می نازم چون او به دست نیست با نام او عشق می بازم جامیدید مجنون را یکی صحرانورددر میان بادیه بنشسته فرد
- بخش ۶ - الحكایة و التمثیل عطار نیشابوریدید بوموسی مگر یک شب بخواببر سر خود عرش همچون آفتاب
- بخش ۸ - الحكایة و التمثیل عطار نیشابوریدید شیخی پاک دینی را بخوابچون سلامش گفت نشنود او جواب
- بخش ۳ - الحكایة و التمثیل عطار نیشابوریدید طفلی را مگر سفیان پیربلبلی را در قفس کرده اسیر
- بخش ۱۱۷ - در بیان آنک جنبیدن هر کسی از آنجا کی ویست هر کس را از چنبرهٔ وجود خود بیند تابهٔ کبود آفتاب را کبود نماید و سرخ سرخ نماید چون تابهها از رنگها بیرون آید سپید شود از همه تابههای دیگر او راستگوتر باشد و امام باشد جلال الدین محمد مولویدید احمد را ابوجهل و بگفتزشت نقشی کز بنیهاشم شکفت
- بخش ۶۵ - قصهٔ آن گنجنامه کی پهلوی قبهای روی به قبله کن و تیر در کمان نه بینداز آنجا کی افتد گنجست جلال الدین محمد مولویدید در خواب او شبی و خواب کوواقعهٔ بیخواب صوفیراست خو
- بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان جلال الدین محمد مولویدید موسی یک شبانی را به راهکو همیگفت ای گزیننده اله
