امیر اهل دین استاد قرآن
امیرالمؤمنین عثمان عفان
۱گزین خواجه کونین بوده
بدامادیش ذوالنورین بوده
۲اگر حلم و حیا گشتی مصور
ز ذوالنورین بودندی منور
۳حیا ایمانست یا جزوی ز ایمانست
بهر وجهی که هست از نور عثمانست
۴نگین حلقهٔ حلم و حیا اوست
سر احرار و تاج اسخیا اوست
۵چو دیوان الهی با هم انداخت
ز قدمت شمهٔ درعالم انداخت
۶همه درجمع او مهمان اوییم
همه اجری خور دیوان اوییم
۷دراول عمر در قرآن حق کرد
در آخر خویشتن قربان حق کرد
۸ز بس کو خون قرآن خورد از آغاز
مگر زان خورد قرآن خون او باز
۹رسیده بود پیش صبغه الله
که خونش صبغه الله گشت ناگاه
۱۰که کرد آن را ز پی دنیای غدار
ندانم تا که بود آن را روادار
۱۱نه میل دنیای غدار کردند
که با مردان دین این کار کردند
۱۲یکی را بر سر قرآن بکشته
یکی را در نماز آسان بکشته
۱۳یکی را زهر دل از بر فکنده
یکی در کربلابی سر فکنده
۱۴ازین بگذر خدا را باش کاصل اوست
دگر سر برنه و در سرکش ای دوست
۱۵