غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

شمع رویت را دلم پروانه‌ای است

لیک عقل از عشق چون بیگانه‌ای است

۱

پر زنان در پیش شمع روی تو

جان ناپروای من پروانه‌ای است

۲

بر سر موی است جان کز دیرگاه

یک سر موی توام در شانه‌ای است

۳

زلف تو زنار خواهم کرد از آنک

هر شکن از زلف تو بتخانه‌ای است

۴

واندران بتخانه درد عشق را

جان خون آلود من پیمانه‌ای است

۵

وصل تو گنجی است پنهان از همه

هر که گوید یافتم دیوانه‌ای است

۶

در خرابات خرابی می‌روم

زانکه گر گنجی است در ویرانه‌ای است

۷

مرغ آدم دانهٔ وصل تو جست

لاجرم در بند دام از دانه‌ای است

۸

خفته‌ای کز وصل تو گوید سخن

خواب خوش بادش که خوش افسانه‌ای است

۹

وصلت آن کس یافت کز خود شد فنا

هر که فانی شد ز خود مردانه‌ای است

۱۰

گر مرا در عشق خود فانی کنی

باقیت بر جان من شکرانه‌ای است

۱۱

بیدقی عطار در عشق تو راند

گر به فرزینی رسد فرزانه‌ای است

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: ای استقافیه: ـانه۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«ای است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • ردیف با نیم‌فاصله به واژه چسبیده است؛ ممکن است جزئی از خود واژه باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. تواست
  3. دیرگاهاست
  4. آنکاست
  5. رااست
  6. همهاست
  7. می‌روماست
  8. جستاست
  9. سخناست
  10. فنااست
  11. کنیاست
  12. رانداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.