غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

تا دل ز کمال تو نشان یافت

جان عشق تو در میان جان یافت

۱

پروانهٔ شمع عشق شد جان

چون سوخته شد ز تو نشان یافت

۲

جان بود نگین عشق و مهرت

چون نقش نگین در آن میان یافت

۳

جان بارگه تورا طلب کرد

در مغز جهان لامکان یافت

۴

جان را به درت نگاهی افتاد

صد حلقه برو چو آسمان یافت

۵

هر جان که به کوی تو فرو شد

از بوی تو جان جاودان یافت

۶

فریاد و خروش عاشقانت

در کون و مکان نمی‌توان یافت

۷

از درد تو جان ما بنالید

درمان تو درد بی‌کران یافت

۸

چون درد تو یافت زیر هر درد

درمان همه جهان نهان یافت

۹

هرچیز که جان ما همی جست

چون در تو نگاه کرد آن یافت

۱۰

هر مقصودی که عقل را بود

در شعلهٔ روی تو عیان یافت

۱۱

عطار چو این سخن بیان کرد

بیرون ز جهان بسی جهان یافت

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: یافتقافیه: ـان۱۱ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«یافت» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. یافتیافت
  2. جانیافت
  3. مهرتیافت
  4. کردیافت
  5. افتادیافت
  6. شدیافت
  7. عاشقانتیافت
  8. بنالیدیافت
  9. دردیافت
  10. جستیافت
  11. بودیافت
  12. کردیافت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.