خاک کویت هر دو عالم در نیافت
گرد راهت فرق آدم در نیافت
۱ای به بالا برشده چندان که عرش
ذرهای شد گرد تو هم در نیافت
۲دولت تو هیچ بی دولت ندید
شادی تو لشکر غم در نیافت
۳گنج عشقت در جهان جد و جهد
هم مؤخر هم مقدم در نیافت
۴زانکه هرگز هفت دریای عظیم
از سر خود نیم شبنم در نیافت
۵آن چنان جامی که نتوان داد شرح
آن به جد و جهد خود جم در نیافت
۶آمد و شد صد هزاران پادشاه
ملک تو جز ابن ادهم در نیافت
۷صد هزاران راهزن در ره فتاد
جز فضیلابنعهد محکم در نیافت
۸صد هزاران زن به نامردی بمرد
این سخن جز جان مریم در نیافت
۹وی عجب تا مرد ره جهدی نکرد
آنچنان گنجی معظم در نیافت
۱۰هر که او ساکن نشد در کوی تو
جنه الفردوس خرم در نیافت
۱۱وانکه او مجروح گشت از عشق تو
تا ابد بویی ز مرهم در نیافت
۱۲بیش و کم درباخت دل در راه تو
لیک از تو بیش یا کم در نیافت
۱۳بس بزرگان را که در گرداب درد
سر فرو شد نیز همدم در نیافت
۱۴من چگونه از تو دریابم به حکم
آنچه از تو هر دو عالم در نیافت
۱۵چند جویی ای دل برخاسته
آنچه هرگز خلق یکدم در نیافت
۱۶تو نیابی این که بس نامحرمی
خاصه هرگز هیچ محرم در نیافت
۱۷نیست غم گر چون سلیمان ای فرید
هر گدا ملکی به خاتم در نیافت
۱۸