صبح دم زد ساقیا هین الصبوح
خفتگان را در قدح کن قوت روح
۱در قدح ریز آب خضر از جام جم
باز نتوان گشت ازین در بی فتوح
۲توبه بشکن تا درست آیی ز کار
چند گویی توبهای دارم نصوح
۳مطربا قولی بگو از راهوی
راه راه راهوی است اندر صبوح
۴دل ز مستی قول کس مینشنود
زانکه بشنوده است قول بوالفتوح
۵چون سرانجام تو طوفان بلاست
عمر تو چه یک نفس چه عمر نوح
۶گر ز عطار این سخن مینشنوی
بشنو از مرغ سحر صور صلوح
۷