غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۱ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چون نظر بر روی جانان اوفتاد

آتشی در خرمن جان اوفتاد

۱

روی جان دیگر نبیند تا ابد

هر که او در بند جانان اوفتاد

۲

ذره‌ای خورشید رویش شد پدید

ولوله در جن و انسان اوفتاد

۳

جان انس از شوق او آتش گرفت

پس از آنجا در دل جان اوفتاد

۴

کرد تابان ، بی‌رخ او آفتاب

لاجرم در قید تاوان اوفتاد

۵

هر که مویی سرکشید از عشق او

بی سر آنجا چون گریبان اوفتاد

۶

هر کجا نقش نگاری پای بست

تا ابد در دست رضوان اوفتاد

۷

وانکه را رنگی و بویی راه زد

در حجاب سخت خذلان اوفتاد

۸

چون وصالش دانه‌ای بر دام بست

مرغ دل در دام هجران اوفتاد

۹

بی سر و بن دید عاشق راه او

بی سر و بن در بیابان اوفتاد

۱۰

راز عشقش عالمی بی منتهاست

ظن مبر کین کار آسان اوفتاد

۱۱

تا به کلی بر نخیزی از دو کون

محرم این راز نتوان اوفتاد

۱۲

چون رهی بس دور و بس دشوار بود

لاجرم عطار حیران اوفتاد

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: اوفتادقافیه: ـان۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«اوفتاد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. اوفتاداوفتاد
  2. ابداوفتاد
  3. پدیداوفتاد
  4. گرفتاوفتاد
  5. آفتاباوفتاد
  6. اواوفتاد
  7. بستاوفتاد
  8. زداوفتاد
  9. بستاوفتاد
  10. اواوفتاد
  11. منتهاستاوفتاد
  12. کوناوفتاد
  13. بوداوفتاد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.