غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۴ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دلی کز عشق او دیوانه گردد

وجودش با عدم همخانه گردد

۱

رخش شمع است و عقل ار عقل دارد

ز عشق شمع او دیوانه گردد

۲

کسی باید که از آتش نترسد

به گرد شمع چون پروانه گردد

۳

به شکر آنکه زان آتش بسوزد

همه در عالم شکرانه گردد

۴

کسی کو بر وجود خویش لرزد

همان بهتر که در کاشانه گردد

۵

اگر بر جان خود لرزد پیاده

به فرزینی کجا فرزانه گردد

۶

بخیلی کو به یک جو زر بمیرد

چرا گرد مقامرخانه گردد

۷

چو ماهی آشنا جوید درین بحر

بکل از خاکیان بیگانه گردد

۸

چو در دریا فتاد آن خشک نانه

مکن تعجیل تا ترنانه گردد

۹

اگر تو دم زنی از سر این بحر

دل خونابه را پیمانه گردد

۱۰

بسی افسون کند غواص دریا

که در دم داشتن مردانه گردد

۱۱

اگر در قعر دریا دم برآرد

همه افسون او افسانه گردد

۱۲

درین دریا دل پر درد عطار

ندانم مرد گردد یا نگردد

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گرددقافیه: ـانه۱۲ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. گرددگردد
  2. داردگردد
  3. نترسدگردد
  4. بسوزدگردد
  5. لرزدگردد
  6. پیادهگردد
  7. بمیردگردد
  8. بحرگردد
  9. نانهگردد
  10. بحرگردد
  11. دریاگردد
  12. برآردگردد
  13. عطارنگردد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.