پشت بر روی جهان خواهیم کرد
قبله روی دلستان خواهیم کرد
۱سود ما سودایی عشقت بس است
گرچه دین و دل زیان خواهیم کرد
۲خاصه عشقش را که سلطان دل است
مرکبی از خون روان خواهیم کرد
۳دل اگر خون شد ز عشقش باک نیست
کین چنین کاری به جان خواهیم کرد
۴گر در اول روز خون کردیم دل
روز آخر جان فشان خواهیم کرد
۵ذره ذره در ره سودای تو
پایهای نردبان خواهیم کرد
۶چون به یک یک پایه بر خواهیم رفت
پایهای زین دو جهان خواهیم کرد
۷تا کسی چشمی زند بر هم به حکم
ما دو عالم در میان خواهیم کرد
۸آن روش کز هرچه گویم برتر است
برتر از هفت آسمان خواهیم کرد
۹وآن سفر کافلاک هرگز آن نکرد
ما کنون در یک زمان خواهیم کرد
۱۰گر کند چرخ فلک صد قرن سیر
ما به یک دم بیش از آن خواهیم کرد
۱۱پس به یک ذره و یک یک وجود
خویشتن را امتحان خواهیم کرد
۱۲سر ز یک یک ذره بر خواهیم تافت
وز همه عالم کران خواهیم کرد
۱۳شبنمی بیپا و سر خواهیم شد
قصد بحر جاودان خواهیم کرد
۱۴تا ابد چندان که ره خواهیم رفت
منزل اول نشان خواهیم کرد
۱۵نیست از پیشان ره کس را خبر
پس خبر از کاروان خواهیم کرد
۱۶کس جواب ما نخواهد داد باز
گرچه بسیاری فغان خواهیم کرد
۱۷گر بسی معشوق را خواهیم جست
هم وجود خود عیان خواهیم کرد
۱۸ور شود مویی ز معشوق آشکار
ما همه خود را نهان خواهیم کرد
۱۹چون فرید اینجا دو عالم محو شد
پس چگونه ره بیان خواهیم کرد
۲۰