غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۵ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

میی درده که در ده نیست هشیار

چه خفتی عمر شد برخیز و هشدار

۱

ز نام و ننگ بگریز و چو مردان

ز دردی کوزه‌ای بستان ز خمار

۲

چو مست عشق گشتی کوزه در دست

قلندروار بیرون شو به بازار

۳

لباس خواجگی از بر بیفکن

به میخانه فرو انداز دستار

۴

برآور نعره‌ای مستانه از جان

تهی کن سر ز باد عجب و پندار

۵

ز روی خویشتن بت بر زمین زن

ز زیر خرقه بیرون آر زنار

۶

چو خلقانت بدانند و برانند

تو فارغ گردی از خلقان به یکبار

۷

چنان فارغ شوی از خلق عالم

که یکسانت بود اقرار و انکار

۸

نماند در همه عالم به یک جو

نه کس را نه تو را نزد تو مقدار

۹

چو ببریدی ز خویش و خلق کلی

همی بر جانت افتد پرتو یار

۱۰

تو هر دم در خروش آیی که احسنت

زهی یار و زهی کار و زهی بار

۱۱

چو در وادی عشقت راه دادند

در آن وادی به سر می‌رو قلم‌وار

۱۲

زمانی نعره‌زن از وصل جانان

زمانی رقص کن از فهم اسرار

۱۳

اگر تو راه جویی نیک بندیش

که راه عشق ظاهر کرد عطار

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـار۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. هشیارهشدار
  2. مردانخمار
  3. دستبازار
  4. بیفکندستار
  5. جانپندار
  6. زنزنار
  7. برانندیکبار
  8. عالمانکار
  9. جومقدار
  10. کلییار
  11. احسنتبار
  12. دادندقلم‌وار
  13. جاناناسرار
  14. بندیشعطار

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.