اگر خورشید خواهی سایه بگذار
چو مادر هست شیر دایه بگذار
۱چو با خورشید همتک میتوان شد
ز پس در تک زدن چون سایه بگذار
۲چو همسایه است با جان تو جانان
بده جان و حق همسایه بگذار
۳تو را سرمایهٔ هستی بلایی است
زیانت سود کن سرمایه بگذار
۴چو مردان جوشن و شمشیر برگیر
نهای آخر چو زن پیرایه بگذار
۵فلک طشت است و اختر خایه در طشت
خیال علم طشت و خایه بگذار
۶فروتر پایهٔ تو عرش اعلاست
تو برتر رو فروتر پایه بگذار
۷فرید از مایهٔ هستی جدا شد
تو هم مردی شو و این مایه بگذار
۸