دلم دردی که دارد با که گوید
گنه خود کرد تاوان از که جوید
۱دریغا نیست همدردی موافق
که بر بخت بدم خوش خوش بموید
۲مرا گفتی که ترک ما بگفتی
به ترک زندگانی کس بگوید
۳کسی کز خوان وصلت سیر نبود
چرا باید که دست از تو بشوید
۴ز صد بارو دلم روی تو بیند
ز صد فرسنگ بوی تو ببوید
۵گل وصلت فراموشم نگردد
وگر خار از سر گورم بروید
۶غم درد دل عطار امروز
چه فرمایی بگوید یا نگوید
۷