عمر رفت و تو منی داری هنوز
راه بر ناایمنی داری هنوز
۱زخم کاید بر منی آید همه
تا تو میرنجی منی داری هنوز
۲صد منی میزاید از تو هر نفس
وی عجب آبستنی داری هنوز
۳پیر گشتی و بسی کردی سلوک
طبع رند گلخنی داری هنوز
۴همرهان رفتند و یاران گم شدند
همچنان تو ساکنی داری هنوز
۵روز و شب در پرده با چندین ملک
عادت اهریمنی داری هنوز
۶روی گردانیدهای از تیرگی
پشت سوی روشنی داری هنوز
۷دلبرت در دوستی کی ره دهد
چون دلی پر دشمنی داری هنوز
۸میزنی دم از پی معنی ولیک
تو کجا آن چاشنی داری هنوز
۹در گریبان کش سر و بنشین خموش
چون بسی تر دامنی داری هنوز
۱۰خویشتن را میکش و میکش بلا
زانکه نفس کشتنی داری هنوز
۱۱رهبری چون آید از تو ای فرید
چون تو عزم رهزنی داری هنوز
۱۲