عزم عشق دلستانی داشتم
وقف کردم نیم جانی داشتم
۱صد هزاران سود کردم در دو کون
گر ز عشق تو زیانی داشتم
۲چون شدم با عشق رویش همنفس
هر نفس تازه جهانی داشتم
۳در صفات روی چون خورشید او
سر مگر بر آسمانی داشتم
۴لیک چون رویش بدیدم ذرهای
گنگ گشتم گر زبانی داشتم
۵مدتی پنداشتم کز وصل او
یا نصیبی یا نشانی داشتم
۶چون نگه کردم همه پندار بود
یا خیالی یا گمانی داشتم
۷با سر هر موی زلفش تا ابد
سرگذشت و داستانی داشتم
۸لیک دل پرغصه رفتم زیر خاک
قصهٔ دل چون نهانی داشتم
۹خواستم تا راز خود پنهان کنم
هر سرشکی ترجمانی داشتم
۱۰چون ندیدم خویش را در خورد او
این مصیبت هر زمانی داشتم
۱۱موج میزد درد و زاری چون رباب
گر رگی بر استخوانی داشتم
۱۲بر تن عطار هر مویی که بود
در خروشی و فغانی داشتم
۱۳