سواد خط تو چون نافع نظر دیدم
روایتی که ازو رفت معتبر دیدم
۱مرا چو زلف تو بر حرف می فرو گیرد
حروف زلف تو برخواندم و خطر دیدم
۲چه گویم از الف وصل تو که هیچ نداشت
من اینکه هیچ نداشت از همه بتر دیدم
۳تو را میان الف است و الف ندارد هیچ
که من ورای الف هیچ در کمر دیدم
۴کمند زلف تورا کافتاب دارد زیر
هزار حلقه گرفتار یکدگر دیدم
۵به حلق آمده جان در درون هر حلقه
هزار عاشق گم کرده پا و سر دیدم
۶سزد که هندی تو نام نرگس است از آنک
دو هندوی رخ تو نرگس بصر دیدم
۷چگونه شور نیارم ز آرزوی لبت
کز آرزوی لبت شور در شکر دیدم
۸ورای دولت وصل تو هیچ دولت نیست
ولی چه سود که آن نیز برگذر دیدم
۹چگونه وصل تو دارم طمع که من خود را
ز تر و خشک لبخشک و چشمتر دیدم
۱۰به عالمی که ز وصلت سخن رود آنجا
هزار تشنه به خون غرقه بیشتر دیدم
۱۱ز مشرقی که ازو آفتاب حسن تو تافت
هزار عرش اگر بود مختصر دیدم
۱۲چو در صفات توام آبروی میبایست
فرید را سخنی همچو آب زر دیدم
۱۳