تا چشم باز کردم نور رخ تو دیدم
تا گوش برگشادم آواز تو شنیدم
۱چندان که فکر کردم چندان که ذکر گفتم
چندان که ره سپردم بیرون ز تو ندیدم
۲تا کی به فرق پویم جمله تویی چگویم
چون با منی چه جویم اکنون بیارمیدم
۳عمری به سر دویدم گفتم مگر رسیدم
با دست هرچه دیدم جز باد میندیدم
۴فریاد من از آن است ، کاندر پسِ دَرَم من
دربسته ماند بر من وز دست شد کلیدم
۵عطار را به کلی از خویشتن فنا کن
چون در فنای عشقت ذوق بقا چشیدم
۶