غزلیاتغزل شمارهٔ ۵۲۷ عطارشاعرعطارمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریپشتا پشت است با تو کارمتو فارغ و من در انتظارم۱ای موی میان بیا و یکدمسر نه چو سرشک در کنارم۲دیری است که با توام قراری استزان بی تو همیشه بی قرارم۳خون میگریم که قلب افتاددر عشق تو نقد اختیارم۴ای صد شادی به روزگارتبرده است غم تو روزگارم۵تا یک نفسم ز عمر باقی استبیرون ز غم تو نیست کارم۶با حلقهٔ بی شمار زلفتاز حد بیرون شمار دارم۷گر زیر و زبر شود دو عالمبا زلف تو کی رسد شمارم۸دل میخواهی ز بی دلی توای کاش بجاستی هزارم۹تا چون غم تو ز دور آیدمن پیش غم تو جان سپارم۱۰شادی نرسد ز تو به عطارغم بس بود از تو یادگارم۱۱